سلام بر همه .
توی این هفته یه رکورد زدم. چه رکوردی؟ خوب این ازون رکوردهاست که باید توی کتاب گیتس بنویسنش.(بعضیا می گن گینز من نمی دونم درستش کدومه شما می دونید؟ - اینم تو پرانتز گفتم یه وقت کسی فکر نکنه از شیخ سوتی گرفته ولی اگه هیچکدوم نبود حق با شماست-) بگذریم.
رکوردم هم نوشتن چهار پنج مقاله توپ بود که با نظر دوستان انتشارشون به مصلحت نبود. خیلی دلم می خواست مطلبی رو که با عنوان برداشتهای یک عقل ناقص از یک انسان کامل که در رابطه با حضرت علی(ع) بود رو منتشر کنم ولی خوب دوستان منع کردند و ما هم بروی چشم پذیرفتیم.
..................................................
الان هم اینقد موضوع برای نوشتن دارم که نمی دونم کدوم رو بنویسم پس نتیجه گیری کردیم و دیدیم هیچکدوم رو ننویسیم بهتره.
...................................................
توی این هفته کمتر دیدم عزیزان وبلاگ نویس در مورد هفته بزرگداشت کوروش کبیر پادشاه هخامنشی مطلبی بنویسند. حیف شد.بازم به مرام خارجیا.
فرمان داده ام بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزا تنم قسمتی از خاک ایران شود. کوروش کبیر
.............................................
راه در جهان یکی است آنهم راستی است. کوروش کبیر
.............................................
توی هفته گذشته کره شمالی بمب اتم خودشو آزمایش کرد.بقول ستاره عزیز نحوه برخورد جهانیان با اونا می تونه موضعشون رو در مقابل ایران نشون بده.
ولی ما اینجا نمی خوایم به این موضوع بپردازیم.
کره شمالی حالا جز معدود کشورهای دنیاست که تکنولوژی هسته ای رو داره یا عضو باشگاه اتمی دنیاست و حتی خیلی پیشرفته تر تکنولوژی ساخت بمب اتم رو هم داره.
خوب تا اینجا متوجه شدیم که کره شمالی تکنولوژی ساخت بمب اتم رو بصورت بومی و با زحمت متخصصین داخلی داره.آیا کره شمالی چیز دیگه ای هم داره که بتونه بهش بنازه؟
مثلا رفاه اجتماعی؟ یا دموکراسی؟ تکنولوژیهای دیگه؟ یا ثروت سرشار دولت و ملت؟
خیر کره شمالی توی این دنیا فقط تکنولوژی اتمی رو داره که اونم با هزاران هزار هزینه بدست اومده.حالا همین کره رو با همسایه جنوبیش مقایسه کنید اون بمب اتم نداره ولی می تونه ادعا کنه توی وسایل الکترونیک دنیا رو به چنگ خودش در اورده یا توی صنعت خودرو سازی حرفی برای گفتن داره حتی صنعت کشتی سازی اونها هم کم کم رقبای آمریکایی و اروپایی رو داره پس میزنه.شرکتهای نفتی کره جنوبی دارن قردادهای میلیاردی رو یکی یکی مال خود میکنن. توی ورزش هم که دیگه الحمدالله همتون استادین تیم فوتبالش، تکواندو و ... وحتی توی کشتی هم دیگه استاد شدن(البته از نوع فرنگیش).
مردم کره جنوبی از سطح رفاه بالایی برخوردارند آمار بیکاری توش به مراتب کمتر از همسایه شمالیه.تورم خیلی کمه روابط دیپلماتیک خیلی خوبی هم با کشورهای دنیا دارن حتی حالا دبیر کل سازمان ملل هم از کشور اونهاست.
خودتون یه حساب سر انگشتی بکنین ببینین داشتن کدوم یکی بهتره؟ داشتن یک فن آوری پرهزینه و غیر انسانی و بسیار آلوده؟ یا داشتن چندین تکنولوژی متفاوت و بدون هزینه سیاسی؟
.............................................................................................................
گفت وخوش گفت بروخرقه بسوزان حافظ یارب این قلب شناسی زکه آموخته بود
نه همه شبها بود قدر ای جوان نه همه شبها بود خالی از آن
******
اگه این چند وقته کم کار شدم ببخشید. اما توی این هفته یک نگاه خواهیم داشت به زندگی حضرت علی(ع) البته از نوعی دیگر. فعلا بای
راستی شب قدر ما رو هم دعا کنید.
هفته گذشته یه هفته استثنایی بود برام.چرا؟ برای اینکه.![]()
باور کنید فکر نمیکردم این همه دوستای قدیمی رو یه دفعه بعد از چند وقت توی یه هفته ببینم.البته اکثرا از بچه های دبیرستانی بودن یکیشون هنوز شادابی و نشاط و بذله گویی قدیمشو حفظ کرده مثل خودم.وقتی دیدمش با چند تا از دوستاش بود و من و به دوستاش و دوستاشو به من اینجوری معرفی کرد:
(بچه ها رفیق؛ رفیق بچه ها)
توی همین هفته یه شخص خیلی محترم و از چهره های معروف و خوشنام و خوشتیپ مملکتی از وبلاگم بازدید کرد.البته این موضوع و بعد از چک کردن میلهام فهمیدم.اگه بدونید کیه کف میکنید.![]()
دیدم پشت یه اتوبوس نوشته بود: الهی ، گاهی ، نگاهی
نا خودآگاه لبخندی برلبانم نقش بست (البته این با اون لبخندی که همیشه روی لبامه فرق می کرد)![]()
ت
پ ن: اگه این شبا و روزا به کسی سر نزدم گله نکنید چون به هیشکی سر نزدم حتی شما دوست عزیز.
پ ن2: این روزا اصلا حوصله نوشتن رو نداشتم الانم همینطوری نشستم و این شد.
پ ن3: ازینکه به من سر میزنین سپاسگذارم.
پ ن4: شاید هرچه به انتخابات نزدیکتر بشیم کفه مطالب سیاسی سنگین تر بشه.گفتم که گفته باشم.
ما تو دوره زمونه ای زندگی می کنیم که همه فکر می کنن خدا با اوناس ولی مشخص نیست خودشون با خدا باشن.
روزی چندی از اصحاب در رکاب شیخ از کوچه ای بگذشتند که ناگه عینین شیخ به جمال دوستی-که سابقا از مریدان بودندی- روشن بگردید. (آن مرید از هم باشگاهیهای شیخ بودی در ورزش پاور لیفتینگ) آن مرید تا شیخ بدیدی به دست بوس آمدی و شیخ آغوش خود بروی او بگشود.و از ناملایمات زمان و درد دلهای خود بگفت و پندی گرفتی و برفت.
پس از آن شخصی که تازه به زمره مریدان پیوستی دایه زاهدی و حزب اللهی داشتی شیخ را گفت یا شیخ خوب از مردم آتو(ATO) میگیری. شیخنا از شنیدن این حرف بر آشفت و شخص خاطی را بر سر جایش نشاندی سفت و محکم.چنان که گفته اند:
مزن بر سر ناتوان دست زور که روزی در افتی به پایش چو مور
(که البته شیخ نیز خود در ربط این شعر با مطلب مانده است)
شیخ پس ازین گفتار بالای منبر رفتی و دیگر پایین نیامدی چنان که سر جمله مریدان را بخوردی.که اهم افاضات شیخ الشیوخ شیخ حقگو (رضی الله عنه) به نقل از خبرنگار اعزامی سایت mamut2000 به شرح ذیل اعلام میگردد:
اینکه من هیچ وقت به صحبتها و درد دلهای دوستام به عنوان آتو فکر نکرده بودم نه اون وقت نه قبلش و نه در آینده(البته اینو نمیتونم قول بدم)
دوم اینکه این گروه (تریپ بچه حزب اللهی) همیشه و در همه حال دنبال گرفتن آتو از دیگران هستن و به حرفا و درد دلهای دوستانه هم به چشم آتو نگاه میکنند.
سوم اینکه چیزایی که اینا فکر میکنن آتو من و دوستام اصلا با این دید بهش نگاه نمیکنیم.
یه مثال هم بگم : مثال.
مثالم ربطی به صحبتهای دوستم نداره ولی مثلا بچهای این تریپ خوردن بستنی اونم از نوع قیفی رو توی پیاده رو در حال قدم زدن کار زشتی میدونن اگه دوستش و ببینه که اینکارو میکنه بهش میگه به همه میگم که داشتی با چه وضعی بستنی میخوردی و اون بنده خدا دچار عذاب وجدان میشه در حالی که به من بگه عینه خیالمم نیست.
دلم برای دوستم سوخت بخاطر اینکه چقدر سطحه فکرش پایینه و بعدم به خودم گفتم حواسم و جمع کنم بهش آتو ندم.![]()
و در آخر افاضات شیخ پندی بداد جمله دوستان و مریدانی که در رکابش بودند چنانکه جمیع حاضرین بسیاز زاری کردندی و صدای الهی العفو از هرکس شنیده میشد.
آتو گرفتن از دیگران فقط کار انسانهای ضعیفه.
جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.
تواین دنیای نامرد یه دخترکور زندگی می کردکه با یه پسر آشنا می شه.همیشه از عشق پرشورش حرف می زد واز خدا می خواست که بینا بشه و تا آخرعمربا عشقش بمونه. بعد یه مدتی که بینا می شه می فهمه عشقش هم کوره می خواد بره که پسره یه خنده تلخ می کنه و بهش میگه:
می ری ؟ برو ولی... مواظب چشمام باش…
نتیجه گیری اخلاقی:با خوندن این داستان می فهمیم که لقب" نامرد"برای دختراهم کاربرد داره و مختص آقایون نیست.
چند توضیح :
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که درو غش باشد
برای محکم کاری مورد 45 چندتا سند در زیر قرار می دم که همینجا هم اونا رو تقدیم می کنم به تمام خانومای محترم:

رفیقان چشم ظاهربین بدوزید که ما را در میان سری است مکتوم
همه عالم گر این صورت ببنند کس این معنی نخواهد کرد معلوم
سعدی
نه اشتباه نکنید منم نمی خوام این معنی رو معلوم کنم(یعنی میخوای بگی تو این معنی رو بلدی) ولی خوب همونطور هم که خودتون هم می دونید فلسفه روزه و رمضان چیز دیگه ایست.
خیلی از حرفایی که میخواستم بزنم عبدالله عزیز پیش دستی کرد و توی پست دیشبش نوشت. (ای نامرد تو از طریق تله پاتی ایده دزدی کردی)
ولی خوب یه چیزایی رو هم اون ننوشت که من می نویسم.
میگن ماه رمضان ماه میهمانی خداست، ماه برکت، ماه رحمته ولی خوب یکی از بچه ها گفت که هر سال ماه رمضون آبدارچیای شرکت رو اخراج می کنن و بعد از ماه رمضون دوباره استخدامشون میکنن. اینم از برکت این ماه برای اینا
.بگذریم.
هر سال که پیش می ره همینطور از بعد عرفانی مردم کم میشه و به بعد مادیشون اضافه میشه. اینو من خیلی راحت می تونم احساس کنم.(البته شاید هم به این دلیله که خودم هم به همون جهت پیش رفتم –نمی دونم)
یاد باد آنکه رخت شمع طرب می افروخت
وین دل سوخته پروانه بی پروا بود حافظ
من کار بکار شما ندارم من این ماه می خوام مست بشم مستِ مست.دیونه دیونه شمام همین الان تکلیف خودتون و روشن کنید:
زان می عشق کزو پخته شود هر خامی گرچه ماه رمضان* است بیاور جامی
* در بعضی نسخ صیام است حافظ
جون شما من می خوام با جام عشق مست مست بشم باور کنید.شمام تشریف بیارید خوشحال میشیم.
البته خیلیا ادعا میکنن که قبلا ازین جام خوردن ولی –بلا نسبت شما- غلط کردن:
کاین مدعیان در طلبش بی خبرانند کانرا که خبر شد خبری باز نیامد سعدی
...........
یکی از بوی دردش ناقل آمد* یکی از نیم جرعه عاقل آمد**
یکی از جرعه ای گردیده صادق*** یکی از یک پیاله گشته عاشق****
*: مثل بعضیا(نمی تونم بگم کیا ولی خوب می تونید حدس بزنید کیا خوب حرف میزنن)
**:مثل بعضیای دیگه(بدون شرح)
***: اینم مثل یه بعضیای دیگه
****: این و شاید حدس بزنید که من جزشون باشم ولی اینطور نیست اینم مال یه بعضیای دیگس.
حالا می پرسید پس شیخ ما جز کدومه؟
یکی دیگر فرو برده به یکبار خم و خمخانه و ساقی و میخوار
حال میکنین با شیخ ؟ فعلا تو کف باشین
.
توی این ماه من می خوام بر عکس دیگران خرقه زهد و ریا رو نابود کنم:
فدای پیرهن چاک* ماهرویان باد هزار خرقه تقوا و جامه پرهیز حافظ
* البته توی این دوره زمونه باید گفت مانتوی چاک ماهرویان![]()
.
امیدوارم این مسلمونیه یک ماه به تن شما بچسبه(البته به تن اونا که فقط همین ماه و مسلمونن)
اگر از عام بترسی که سخن فاش کنی
سخن خاص نهان در سخن عام بگو دیوان شمس
***
نمی دونم مطلب و گرفتین یا نه خوب...
من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
می خواستم امشب یه چندتا به افتخاراتم اضافه کنم مطلب طولانی شد.انشاا... فرداشب.
راستی حلول ماه مبارک رمضان رو به شما عزیزان تبریک میگم.امیدوارم استفاده لازم رو ببرید.
التماس دعا. یا التماس 2A