نقل است شیخ رضی الله عنه روزی برسرچهارراهی منتظرتاکسی بودندی که ناگاه یک وسیله شخصیه جلوی شیخنا ترمزکردندی پس شیخ دربستی بگفتی وبه ایکی ثانیه خود را به داخل خودرو انداختی.پس شخص بادیدن هیبت شیخ زبان به سخن گشود اندرباب منم منم سخنها گفت وگفت من آنم که رستم جهانرا گرفت ودرین باب گوی فصاحت را ربوده و از خرملا پیاده نشده پس شیخ راطاقت نماند واورا پرسیدکه حال برچکاری؟
شخص بگفت: مسافرکش پس شیخ بگفتا بااین همه دب دبه وکب کبه براین کاری؟ شخص بگفت: مادزد نبوده ولقمه حرام برسرسفره نبرده ایم نتیجه این است.
پس چون به مقصد رسیدند شیخنا رضی الله عنه 1000درهم به اودادی پس شخص بگرفت ودرجیب نهاد شیخ چون بدید اورا قصد پس دادن کرایه نیست او را متذکرشد که کرایه دربستی مسیر800درهم است.لیک اوتوجه ننمودی گفتی کرایه مسیرنفری200 درهم است وچون به داخل خیابان هم آمده500درهم مزید برآن به عبارتی1500درهم می شود.
پس شیخ معنی دربستی رابرای او شرح همی داد واوراگفت: همینگونه لقمه حرام برسرسفره نبرده ای دررابه بست وراهی خانه شد.
خداوند برطول عمر او بیافزاد.