تبليغاتX
شیخ حقگو

نقل است شیخ رضی الله عنه یکی از مریدان خود را بدید و فرمودندی که یا مسکین نماز و روزه هایتان قبول درگاه احدیت بادا. پس مرید گفتندی که یا شیخ ما روزه گرفتن نتوانستی! پس شیخ رضی الله عنه گفتندی خداوند بد ندهد ناراحتی دارید؟

گفت: نه! ولیک چون قرص نماز میخوریم روزه را نیز باطل می کند!!!!!

پس شیخ در او متحیرانه نگریست و هیچ نگفت.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

زان باده که در میکده عشق بنوشند     ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

 

 

پ ن :  بعدا می نویسم الان باید برم.

پ ن۲ : (نوبت دوم) با توجه به انهدام بلگرد توسط مشرکین و آمریکای جنایت کار و اسباب کشی مجدد به بلاگرولینگ لطفا عزیزانی که لینکشان نیست اسم و ادرس خود را در قسمت نظرخواهی قرار داده تا اضافه گردد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386;ساعت 21:2; توسط حقگو; |

نقل است شیخ در گذرگاهی در حرکت بودندی که ناگه کامیونی در جلوی شیخ پیچیدی و شیخ چندان ترمز کردندی که صدایی هولناک از ترمزها برآمدی اما بیفایده بودی و شیخ در چشم به هم زدنی در زیر کامیون!

شیخ در این تصادف چیزهایی بدید بس عجیب. ( توی این دوران دیدم که نماز هم جوابگوی رحمت خدا نیست و دنبال راهی میگشتم که شکر گذاری مخصوص خودم از خدا رو بجا بیارم اما چه سود که راهی پیدا نشد) آیا شما راهی روبلدین؟

پ ن : تا حال با سرعت 120 تا رفتی زیر کامیون ؟ آرزوی قلبی شیخ اینه که هیچ وقت نری ...

پ ن 2: توی تصادفی که همه میگفتن سر نشینان سواری همه مردن حتی یک قطره خون هم در نیومد.( چرا البته خواهرم یکمی زخمی شد که اونهم در حد هیچی بود)

پ ن 3: فکر می کنم افسران پلیس راه به کمی ادب و نزاکت بیشتر از هر چیزی احتیاج دارن...

پ ن 4: این تصادف مال همون موقع است که دلم میخواست گریه کنم یادته... البته گریه شکر ( اگه برای یکی از عزیزانم اتفاقی افتاده بود آیا من می تونستم خودم رو ببخشم)

پ ن 5 : بعد از تصادف برادر بزرگم ( که مراد شیخ نیز هست) بهم زنگ زد و ازم تشکر کرد و گفت اگه این تصادف خسارت جانی برای خانواده ما نداشته همش بخاطر قدرت تصمیم گیری قوی و رانندگی خوب من بوده!!!! (همون لحظه خیلی دلم میخواست بزنم زیر گریه اما ...)

پ ن 6: وقتی برادر دیگم که سر حادثه اومده بود موقع برگشتن تو ماشین دستمو فشار داد و بهم گفت مرد باش و این نکته رو متذکر شد که نمی دونی چقدر دوست داریم ( این دفعه می خواستم زار بزنم اما ...)

اینا رو گفتم که بگم خداجون خیلی دوست دارم خیلی خیلی...

پ ن 7: تو این 2-3 هفته اصلا حال نوشتن نداشتم ببخشید باشد که در روزهای آتی جبران نماییم.

1

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386;ساعت 16:27; توسط حقگو; |

من غرور نمی خوام....

پ ن: اینو بعدا توضیح میدم.

پ ن۲ : با توجه به انهدام بلگرد توسط مشرکین و آمریکای جنایت کار و اسباب کشی مجدد به بلاگرولینگ لطفا عزیزانی که لینکشان نیست اسم و ادرس خود را در قسمت نظرخواهی قرار داده تا اضافه گردد.

و من الله التوفیق

شیخ حقگو

۲۲شعبانیه المبارک ۱۴۲۸

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386;ساعت 20:40; توسط حقگو; |

نیمه شعبان سالروز تولد منجی عالم بشریت مبارک باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386;ساعت 18:56; توسط حقگو;

نقل است یکی از مریدان شیخ رضی الله عنه در جمعی شیخ را سوال کردندی که یا شیخ تا کنون کسی به ریش شما خندیده است؟ وگرنه طریقه ای بر ما نمایان کن تا کسی بر ریش ما نخندد؟

پس شیخ فرمودندی که شما نیز همچون شیخ ریشی بر صورت مگذارید تا کسی بر آن مخندد و چون شیخ همیشه در حال سه تیغه روزگار بگذرانید.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

  • : زیاد شاهد این بودم که توی صحبتها و یا کامنتها به این نکته اشاره شده و یا تصور خواننده این بوده که نویسنده وبلاگ روحانی – یا همون آخوند خودمون- است. شیخ این نکته را تکذیب می نماید.
  • : ازین که این چند روز نبودم و با اون پست مزخرف خیلیها رو ناراحت کردم شرمنده ام . به بزرگواری خودتون ببخشید.
  • : از دوستانی که من و (برادر کوچک خودتون ) قابل درد دل می دونن هم تشکر می کنم ما عددی نیستیم- چون یه آدم نمی تونه عدد باشه قطعا-
+ نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386;ساعت 20:38; توسط حقگو; |