تبليغاتX
شیخ حقگو

می دونید بعضی وقتا توی شرایطی قرار میگیریم که عکس العملهامون رو اصلا نمی تونیم پیش بینی کنیم. خیلی وقتها از حرکت خودمون پشیمون میشیم وبه هیچ صورت باورمون نمیشه که این حرکت از ما سر زده باشه. می دونید دلیلش چیه؟

دلیلش اینکه ما هیچ وقت خودمون رو تو اون شرایط احساس نکردیم و ازون مهمتر ما هیچ وقت شرایط بحرانی زندگیمونو از قبل پیش بینی نکرده ایم و براش آمادگی نداریم.

شرکتهای قطعه ساز و یا خودروسازان برتر دنیا مشکلات و یا ایرادات محصولاتشون رو پیش بینی میکنن و تولیدات خودشون رو توی بدترین شرایط ممکن مورد آزمایش قرار میدن ( شرایطی که یک در هزار هم ممکن نیست کسی باهاش مواجه بشه) تا ببینن محصولشون توی اون شرایط چه عکس العملی از خودش نشون می ده ؛ اگه اون عکس العمل راضی کننده نباشه سعی میکنن تا اونجایی که امکانش هست اون رو اصلاح کنن. یه همین دلیل محصولشون رو با اطمینان خاطر به دست مشتری میدن.

حالا اگه ادم هم بیاد و همین برنامه رو(پیش بینی شرایط و تمرین عکس العمل) توی زندگیش پیاده کنه بعید می دونم دیگه فشار ها بتونن اونو توی اون حد برسونن که مجبور به حرکتی غیر معقول بشه.

پ ن: منظور شیخ واقع بینی در زندگیه خدایی نکرده کسی شیخ رو متهم به تشویق مریدان به بدبینی نکنه.

پ ن2: شیخ هرچه گشت تا این موضوع رو در قالب حکایت بیان کنه نتونست موضوعی رو پیدا کنه شاید به این دلیل که خلاقیتش کم شده. شما اینطور فکر نمکنین؟

پ ن3:  دوستي با کساني که شور خدايي دارند و در تلخي هاي زندگي، ترش رويي نمي کنن، چه شیرین است.

 

 

لطفا فایل زیر را حتما ببینید

 و در صورت امکان لینک را نیز در وبلاگ خود قرار دهید

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386;ساعت 20:47; توسط حقگو; |

شیخ رضی الله عنه را سوال کردندی از باب مشکلات. فرمودی مشکلات بر دو قسم است اول مشکلات مالی و دیوم مشکلات مالی. پس بیهوش گشتندی جمله مریدان از نکته دانی شیخ.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

 

 

و قاف

       حرف آخر عشق است

                       آنجا که

                           نام کوچک من

                                        آغاز می شود.

                                                         قیصر امین پور

خیلیها در موردش گفتن و نوشتن ولی بازم کمه.

 

 

پ ن: فکر همچون چترنجات است تا باز نشود کار نمی کند.

پ ن 2: پس این مشکلات کی می خوان تموم شن خدا.

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386;ساعت 19:7; توسط حقگو; |

روزی شیخ رضی الله عنه را گفتند: یا شیخ! فلان مریدت بر فلان راه افتاده مست و خراب.فرمود: بحمدالله که بر راه افتاده است، از راه نیفتاده است.

 

 

روزي سوراخ کوچکي در يک پيله ظاهر شد .
شخصي نشست و ساعتها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن از سوراخ کوچک پيله را تماشا کرد. ناگهان تقلاي پروانه متوقف شدو به نظر رسيد که خسته شده و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد کرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما جثه اش ضعيف و بالهايش چروکيده بودند.آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محافظت کند اما چنين نشد .
در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روي زمين بخزد . و هرگز نتوانست با بالهايش پرواز کند .
آن شخص مهربان نفهميد که محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه قرار داده بود تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امکان پرواز دهد .
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم.

اگر خداوند مقرر ميکرد بدون هيچ مشکلي زندگي کنيم فلج ميشديم - به اندازه کافي قوي نميشديم و هر گز نمي توانستيم پرواز کنيم .
من نيرو خواستم و خدا مشکلاتي سر راهم قرار داد تا قوي شوم .
من دانش خواستم و خدا مسائلي براي حل کردن به من داد .
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدر ت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم .
من شهامت خواستم و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد تا آنها را از ميان بردارم .
من انگيزه خواستم و خداوند کساني را به من نشا ن داد که نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت کنم .
من به آنچه مي خواستم نرسيدم .....
اما انچه نياز داشتم به من داده شد.
نترس با مشکلات مبارزه کن و بدان که مي تواني بر آنها غلبه کني

 

 

پ ن: مطلب بالا از اسرار التوحید نوشته محمد بن منور است با اندکی تغییر.

پ ن 2: متن رو هم دیدم خوشم اومد شایدم شما بارها خونده باشینش ولی خوب گذاشتیمش.

پ ن 3: بر میگردم اینا رو گذاشتم نگید شیخ کجاست؟ من همین دور و برام.

 



 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386;ساعت 17:45; توسط حقگو; |

نقل است شیخ رضی الله عنه در جمعی حاضر گشتی و در آن محفل مشاجره ای بر سر لایحه حمایت از خانواده رخ داده بودندی. با حضور شیخ رضی الله عنه یکی از مریدان شیخ را ندا دادی که یا شیخ نظر شما چون است؟

شیخ فرمودی که از جزئیات واقف نیستی اما در آن اندازه که در جامعه مطرح گشتی چندان با آن طرح موافق نبودی.

پس یکی از مریدان گفتندی که یا شیخ پس تکلیف مردانی که شلوارشان دوتا گشته چه می باشد؟ شیخ فرمودی هر دو را شسته و اطو کرده یکی را به تن کرده و دیگری را در کمد لباس قرار دهد. در این هنگام خنده از جمع برخاسته یکی از مریدان پرسیدی که یا شیخ یعنی تجدید فراش ممنوع بودی از نظر شما؟

پس شیخ اقرار کردی که در حدود 15-16 شلوار داشتندی اگر مقرر بودی به ازای هر شلوار همدمی اختیار کردی شیخ را حرمسرایی می بایست ولیکن چنین نبودی.

پس خنده ای در جمع پدید بیامد وجمع ازین افاضات حظی بردند اساس.

خداوند بر طول عمر شیخ بیافزاید. 

پ ن: یکی از همکاران گفت که اونموقع که حقوقم 200 هزار تومن بود یکی گرفتم حالا که 600 هزار تومنه باید 3تا داشته باشم پس یکی دیگه بهش گفت از توی زن ذلیل اینکارا نمیاد.

پ ن 2:  پیشنهاد میکنم آرشیو رو هم مطالعه بفرمایید چند روز پیش یه سری به آرشیوم زدم دیدم قدیما چقدر قشنگتر می نوشتم.

پ ن ۳: یکی زحمت بکشه و ما رو پینگ کنهa

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386;ساعت 16:35; توسط حقگو; |

و امّا راويان‌ اخبار و ناقلان‌ آثار و محدثان‌ داستان‌گردان‌ و خوشه‌چينان‌ خرمنِ سخن‌ چنين‌ روايت‌ كرده‌اند كه‌ روزی شیخ رضی الله عنه  در خیل مریدان گرفتار آمدی و مریدان چندان سوال کردندی که شیخ را یارای پاسخ دادن نبودی. پس شیخ جمله مریدان را سکوت خاستی پس جملگی ساکت گشتندی و شیخ فرمودی فقط یک سوال و دیگر هیچ...

پس یکی از مریدان به جستی و شیخ را سوال کردندی که شیخ ضرغام والی سازمان صدا و سیما در دیدار با روحانیت مبارز سوال کردندی که رسانه ملی!! را چگونه دیدندی؟ نظر شما چه باشندی که با مردم دیدار نکردندی و نظر آنان را جویا نگشتی؟

پس شیخ رضی الله عنه فرمودندی که هر کسی از مشتریان خود سوال کردندی و مردم مشتریان شیخ ضرغام نبودی.

پس یکی از مریدان علت خواستی و شیخ جواب دادی که شیخ ضرغام چون خود دانستی که برنامه از برای مردم نداشتی و کس توجه به این رسانه شخصی (در مقابل رسانه ملی) نداشتی و همه عوام اندر ماهواره جات سیار پس بهتر دید از خواص سوال کند که درک چندانی نداشتی و چیزی متوجه نشدی شاید که احسنتی شنیده آید ازین جمع.

پس جمله مریدان اندر تفکرات مستغرق گشتی و شیخ را دعا و ثنا خواندی.

خداوند بر طول عمر اوبیافزاد.

پ ن: شیخ را مشکلاتی بوده و هست که از به روز کردن وبلاگ خویش ناتوان بودی اندرین مدت پس از جمیع مریدان عذر خواستی و التماس دعا داشتی اندر حل این مشکلات که بسی ذهن شیخ را مخدوش نموده اند.

****

امــــروز که نوبت جوانـــــی مــن است          می نوشم از آنکه کامرانی من است

عیبم مکنید گرچه تلخ است خوش است          تلخ است، از آنکه زندگانی من است

حکیم خیام

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386;ساعت 20:56; توسط حقگو; |