شیخ رضی الله عنه را اندر باب هندوانه سوال کردندی جمیع مریدان. شیخ پاسخ دادی نیکو سوالی بود که مناسبتی عظیم باشد آنرا! و لیک هندوانه را انواعی است اول هندوانه ای است که در زیر بغل گذارند دوم هندوانه ای است که با یک دست بلند کنند و سوم هندوانه ای است که آنرا خورند.
پس یکی ازمریدان پرسید آن مناسبت چه باشدی؟ شیخ فرمودی شب چله – همون شب یلدای خودمون- که بر مریدان واجب است به پا داشتن آن.
پس نعره ها بر خواست از مریدان اندر نکته دانی شیخ.
خداوند بر طول عمر او بیافزاد.
تقدیر و تشکر
در یادداشتی درکامنتها عزیزی با نام منقد(حتما منظور منتقد بوده) شیخ را مورد لطف خود قرار داده و این نکته را یادآور گشته که آن تصویر سیبیلو بالای صفحه اثر جناب نیماخان جمالی است از مجموعه مظفرالدین شاه و گلایه از عدم ذکر ماخذ.
شب عاشقان بیدل چه شب دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
نقل است روزی شیخ رضی الله عنه در مجلسی باتفاق جمیع مریدان به سماع مشغول شدندی( لطفا با رقص اشتباه گرفته نشود) پس چندی از مشایخ- که شیخ ما را سخت منکر بودی- به حضورش شدی و شیخ در گوشه ای بنشستی و در آن حال نوای فرودگاه ازشیخ الاندی – از مشایخ غنایی سبک پاپ اندر لس انجلس - پخش شدی پس یکی از مشایخ با شنیدن ان نوا شیخ را گفتی این آهنگ به چکاری باید؟
شیخ رضی الله عنه فرمودی در استقبال حجاج در فرودگاه!!!
پس مشایخ ناله ها کردندی و توبه کردند از انکار شیخ و مرید شیخ شدی به رویت اشاره ای از کرامات شیخ.
خداوند بر طول عمر او بیافزاید.
شیخ رضی الله عنه را گفتند فلان شخص را چگونه می بینی؟ فرمودی آنگونه که دیگران را!! گفتند چگونه؟ فرمودی با دو چشم.
پس نعره ها بر خواست از مریدان و پرده ها از چشمهاشان برافتادی از عنایت شیخ.
خداوند بر طول عمر او بیافزاد.
پ ن: دو چيزدر جهان صدا ندارد:مرگ فقير، ننگ ثروتمند.
***
من ظاهر نیستــی و هستـــی دانم من باطـن هر فراز و پستی دانم
با ایـن همه از دانش خود شرمم باد گــر مرتبه ئی ورای مستی دانم
نقل است شیخ رضی الله عنه با یکی از مریدان خاص در خلوت نشسته و مباحثه ای در میان، شیخ نیز در همان حال DVD را پخش نمودی از Era؛ چون تصویر خانمی بر مانیتور ظاهر گشتندی شیخ مریدا را همی فرمودی که ازین تیپ دختران خوشمان آید و آن مرید گفتی که یا شیخ باید قدری تپل باشد. شیخ فرمودی از زنان تپل خوشمان نیاید. پس آن مرید گفتی: یا شیخ آن کپل است نه تپل که ما نیز خوشمان نیاید.
پس شیخ انگشت به دهان برده اندر نکته دانی مرید.
خداوند بر طول عمر او بیافزاد.
این روزها خیلی تو فکرم بود که نوشتن رو تموم کنم و دیگه ننویسم ولی یاد دوستان که هر روز به تعدادشون اضافه میشد دوستایی که هر روز من و مثل برادر کوچیک خودشون راهنمایی میکردن مانع شد که ننویسم – البته فعلا-
تو این مدت با خیلیها آشنا شدم که بعضا جز بهترین دوستانم هم هستن ولی توی این مدت بعضی وقتا از خودم بدم میومد وقتایی که همین دوستان از شیخ انتظاری داشتن که انجامش در توان شیخ نبود و یا اصلا به صلاح.
بعضی وقتا ....
بهتره دیگه ادامه ندم. آقایون و خانومها فعلا اشک نریزین شیخ هنوز هستش و زنده است –به کوری چشم دشمنان- و صحیح و سالم.
شیخ رضی الله عنه را سوال کردندی اندر باب اخلاق اسلامی.فرمودی: اخلاق؛ اسلامی و غیر اسلامی نداشتی. هر کو نکویی کردی و از ظلم و عمل ناشایست دوری جستی فردی اخلاقی باشد خواه مسلمان باشد و یا غیر.
پس یکی از مریدان گفت یا شیخ لیک ما از هر معبری در جاده کسب علم گذشتیم درسی داشتیم به نام اخلاق اسلامی.
فرمودی: ایا کسی نیز بدان عمل نمودی؟ حتی اساتید این درس نیز بدان پایبند نبودی. پس یکی از مریدان گفت یا شیخ چنین نباشد!! شیخ رضی الله عنه فرمودی و لیک چنین است که ما گوییم که هیچکدام از اسطوره های اخلاق قرن معاصر مسلمان نبودی و بر جایگاهی که گاندی، ماندلا و مادر ترزا تکیه زدندی نه تنها نرسیدی بل دستشان نیز نخواهد رسید که دستشان کوتاه است و خرما بر نخیل.
پس مریدان در بحر تفکرات خویش مستغرق گشتند و انگشت به دهان برده اندر نکته دانی شیخ.
خداوند بر طول عمر او بیافزاد.
دخترکم پرستو امروز چهارمین سال زندگی تو آغاز می شود و من دور از تو در زندان بسر می برم و حتی نگذاشته اند برای چند لحظه روی قشنگت را ببینم و آن را غدق بوسه کنم. شاید هنوز ندانی زندان چگونه جایی است و از اینکه در چنین روزی پدرت در کنار تو نیست و به شادیت نمی کوشد گناهکارش بدانی. اما امیدوارم وقتی بزرگ شدی و این نوشته کوچک را خواندی از آنگونه انسانهایی باشی که به دیگران بیش از خود می اندیشند و از اینکه پدرت بارها به زندان رفته تا دیگران آزاد باشند، احساس سرافرازی کنی.... دخترم، ایران را دوست بدار همچنانکه من و مادرت دوست می داریم.
می بوسمت/ساعت 9:30 روز 13فروردین 1344/از زندان قزل قلعه
پ ن: این نامه داریوش فروهر به دخترشه خیلی منو تحت تاثیر قرار داد. که البته این ایام مصادف با سالگرد او نیز هست.
پ ن2: دوستان شیخ را ببخشایند اگر درین مدت به سرزمین مجازی آنان وارد نشده و عرض ادب ننموده ایم(مخصوصا مرضیه خانم- اخه چرا اینقد عصبانی شیخ و ترسوندی-) که شیخ در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بوده و فرصت چندانی برای دنیای مجازی موجود نبوده.
پ ن3: در باب روشنک خانم نیز با توجه به اشکلات بلگرد مجبور به اسباب کشی به بلگرولینگ شدیم – که البته اینم مالی نیست(خوب نیست) و داره اذیت می کنه- حتما در اسرع وقت اضافه خواهیم نمود.و البته کوچه پشتی هم باز نمیشه چرا؟
پ ن4: فایل رو هم تست کردیم مشکلی نداشت لطفا روش راست کلیک کرده و گزینه Save target as… رو انتخاب نمایید.و با توجه به اینکه فایل پاور پوینت هست برای اجرا باید آفیس روی سیستم شما نصب باشد.حتما ببینید و لینک را در وبلاگهای خود قرار دهید. فایل را ازینجا داونلود کنید
پ ن5: جاي کشتي در ساحل بسيار امنتر است ولي براي اين ساخته نشده.
سلاخي ميگريست
به قناري كوچكي دل باخته بود...