آن گوینده اسرار ، آن شکافنده اخبار،آن دایم الانلاین ،آن کانکت شده در روز،آن حسودیش شده به نفوس شیخ الشیوخ ،سرورنا و مولانا شیخ حقگو(رضی الله عنه). در سده 14 شمسی چشم به جهان گشود.وی از عنفوان جوانی به درس و مشق در مکتبخانه اشتغال داشت.از کرامات او نقل کرده اند که در مدرسه دایما بر روی نیمکت نشستندی و بسیار حاضر جواب بودندی. روزی معلم ازو پرسید دلت چه خواهد؟ شیخنا فرمود:آنکه دلم هیچ نخواهد. معلم ازین حاضر جوابی و هوش و ذکاوت بیوفتد و در دم جان نثار سخن حق کرد. شیخنا (اروحنا فداه)بعدها به دلیل حقگوئی از مکتبخانه اخراج شدندی و مدتی دربدر به دنبال مکتبخانه گشتندی و بعدها دیپلم بگرفت در رشته ریاضیات و فیزیق و از ورود به دانشگاه انصراف بداد.یکی از مریدان سوال کرد یا شیخ چرا به دانشگاه دخول نکردی؟ فرمود: دانشگاه برای جوانان است و مرید ازین سخن و ارادت شیخ به جوانان در حیرت بماند و بیوفتاد و در رکاب او بمرد. شیخنا (رضی الله عنه) از آنجا که به موضوعات اجتماعی و سیاسی علاقه وافر داشتندی و از وبلاگخوانان حرفه ای بودی بعدها به این فکر اوفتاد که چرا خود وبلاگی نداشتندی.پس وبلاگی برای خود راه انداختندی و افاضات خود را به گوش مریدان رساندندی . امید است که شما از افاضات شیخ حقگو(رضی الله عنه) استفاده برید.