تبليغاتX
شیخ حقگو

نقل است در محفلی سخن در باب مصائب جوانان بودی و شیخ رضی الله عنه فرمودی یکی از مشکلات اهل شباب همانا مسکن بودندی و اولی تر از همه مشکل اشتغال.

 پس مریدی شیخ را گفتی یا شیخ مشکل جوانان همینک مشکل مکان بودی و لا غیر.

نقل است شیخ و جمله مریدان نعره ها زدندی ازین سخن مرید.

 پ ن: مکان جایی است که آره.

 پ ن 2: مسکن جایی است که نه؛ که البته بعضا از آن به عنوان مکان نیز استفاده می گردد.

پ ن3: لطفا در مورد پ ن و پ ن 2 سوال نفرموده و قدری تفکر بفرمایید.

پ ن 4: دلنوشته ها رو هم ببینید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387;ساعت 18:34; توسط حقگو; |

نقل است مریدی مجازی شیخ رضی الله عنه را معلم اخلاق خواندی؛ شیخ چندان ازین سخن برآشفت که مگویید و مپرسید؟

پس مریدی شیخ را گفتی یا شیخ این همه عصبانیت بهر چه باشد؟ وی را که سخن چندان دشوار نبودی که اینگونه گشته اید.

شیخ رضی الله عنه فرمودی: ما راست با این همه گنه و معصیت معلم اخلاق بودن؟ ما را یاد نداشتی که مرتبه ای شخصی را گفتی چکار بایستی کردی و چکاری نبایستی کرد این صفت از کجا بیامدی؟

نقل است مرید بر پای شیخ بیوفتادی و خاک پای شیخ را بوسه دادی که گنه کردم بر من ببخشای. شیخ زاری سر دادی یا مسکین من که باشم که ببخشم که رحمان و رحیم کس دیگر باشدی و جکله مریدان زاری کردی زین سخن شیخ.

* * *

پ ن: من هیچ وقت اینجا درس ندادم و موعظه هم نکرده ام بلکه هرچی به نظرم درست اومده رو اینجا نوشتم همیشه هم گفتم اگه ایرادی میبینید تذکر بدین و انتقاد کنید که خیلی هم خوشحال میشم.

پ ن2: خیلی از وبلاگهایی رو که میخونم فرقی نمیکنه تو چه زمینه ای باشه با دقت میخونم و با دقت نظر می دم اینو از کسایی که بهشون سر میزنم میتونید بپرسید یا اگه نظری نداشته باشم ولی مطلب رو با دقت خوندم شاید یکی خاطرات روزانه اش رو گفته ولی صدتا درس توی همین یه خاطره اش برای من بوده همین که زندگی و وقایع رو میتونی از یک نگاه دیگه هم ببینی شاید اون شخص اصلا قصد درس دادن نداشته ولی من درسها گرفتم ازون مطلب.

پ ن3: دلنوشته ها رو هم ببینید

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387;ساعت 13:3; توسط حقگو; |

خوب تو این چند وقته به چند تا بازی دعوت شدم که یکی انجام میدم اولش به دعوت عبدالله خان رضایی هست.

عبداله که دیدم توی وبلاگش نوشته که دیگه بیخیال اینترنت و وبلاگ. عبداله برام یه جورایی با دیگران فرق میکرد میدونید جز اولین مریدان مجازیمه همین باعث شد یه حساب دیگه روش باز کنم.

امیدوارم هر جا که هست موفق و پیروز و سر بلند باشه...

و اما بازی:

کارگردانها:

داریوش مهرجویی - تهمینه میلانی - ابراهیم حاتمی کیا - خدا رحمتش کنه رسول ملاقلی پور - استیون اسپیلبرگ - جیمز کامرون - مسعود کیمیایی - بهرام بیضایی - مجید مجیدی - ایرج طهماسب

فیلمها:

مهمان مامان - شب یلدا - ارتفاع پست - اسم فیلم تهمینه میلانی تو ذهنم نمیاد که امین حیایی و مریلا زارعی بازی کردن یه 2 -3 سال پیش. حالا کلا فیلمای تهمینه خانم رو دوست داریم با نگاه فمینیستیش. - بید مجنون - سگ کشی - آژانس شیشه ای - مارمولک - زیر درخت هلو - عینک دودی - دختر شیرینی فروش- این سه تا یعنی فیلمای حمید جبلی، ایرج طهماسب و فاطمه معتمد اریا رو دوست دارم

بازیگران: <مرد>

   رضا کیانیان-   پرویز پرستویی-   حمید جبلی - ایرج طهماسب-   علیرضا خمسه-  براد پیت - جورج کلونی- مسعود رایگان - محمدرضا فروتن-  امین حیایی هم بدی نیست

              <زن>

    فاطمه معتمدآریا - نیکول کیدمن - هانیه توسلی - نیکی کریمی - باران کوثری - گلشیفته فراهانی- این 2تا هرچی جلوتر میرن بازیاشون هم بهتر میشه-  مریلا زارعی - جولیا رابرتز گوهر خیر اندیش  - کاترین زتا جونز

خب ما هم در ادامه کیا رو ببیازی دعوت کنیم؟

1. گیلاسی  2. ندا تو رو خود عبدالله خان هم دعوت کرده بود شرکت نکردی. حالا شرکت کن.   3.رکسانا هم الان وقته امتحاناتشه ولی شرکت می کنه مگه نه؟   4.هانیه تو هم بیا جالبه ها  5. سپیده حالا که خانم دکتر هست زشته شما نباشین.  6. وستا...  7. کورال تو هم میای؟  8. می دونی اگه ماندا هم شرکت کنه چی میشه؟  9. خیلی دلم میخواد شیخ عیسی ابوزید رو هم دعوت کنم.  10. آخرین پدرخوانده که دیگه اخر فیلمه باید حتما شرکت کنه.  و جمیع دوستان...

  وای به حالتون اگه چیزی غیر ازین اینا که من گفتم و بگین....

پ ن: حال میکنین آزادی عقیده و نظر رو در افکار شیخ.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387;ساعت 9:45; توسط حقگو; |

نقل است مریدی در محضر شیخ رضی الله عنه به گفتی که گر تداوم یافتندی گرانی را اینچنین روزی رسد که فرزاندانمان را گوسپندی در باغ وحش نشان دادی و وی را گفتی روزی ازینها خوردی و اینها طعام ما بودی.

 نقل است مرید چندان این سخن را شیرین بگفتی که شیخ از خنده روده بر گشتی و جمله مردان نیز هم.

     پ ن: حرف بسیار است و شهامت کم.

     پ ن۲: دلنوشته ها رو هم ببینید

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387;ساعت 8:30; توسط حقگو; |

آورده اند که شیخ حقگو رضی الله عنه را سوال کردندی من باب تلاش و خواستندی شیخ را که مثالی از برای کالیبراسیون* در این باب فرمودندی ؟

 پس شیخ فرمودی چندان تلاش بایستی که گر هزاران کوه بر سر راهت بودی و راهی جز شکافتن آنان نبودی یک دم ننشستی و کوهها را شکافتی این را کالیبره تلاشتان بنمایید.

 نقل است مریدی شیخ رضی الله عنه را گفتندی که یا شیخ گویی شما را درین مملکت سکنی نبودی کین چنین سخن گویی که در این مملکت پارتی را بایستی از برای موفقیت. پس شیخ فرمودی چون تلاش شما در راهی پدید آمدی خدای عزوجل پارتی را نیز بر سر راهتان قرار دادی. شرط آن باشد که در هدفتان ثابت قدم بودندی.

نقل است چون مریدان خواستی تا بر سر و روی خود کوفتی و خاکها بر سر کردی شیخ فرمودی زین پس هر که را این عمل باشدی از مریدان ما نباشدی. پس مریدان گریه ها کردی و ضجه ها زدی پس شیخ چشم بستی بر گناهشان که ترک عادت را یکدفعه نشاید.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

 پ ن: دلنوشته های شیخ را هم ببینید.

*: کالیبراسیون مطابقت با استاندارد را تعیین می‌کند. کالیبراسیون در حقیقت اندازه‌گیری  و تعیین صحت وسیله اندازه‌گیری در مطابقت با مرجع تایید شده می‌باشد.

به زبان ساده تر یک مرجعی را به عنوان استاندارد در نظر گرفته و دیگر اجزا را با آن مقایسه کرده و در صورت برابری میگویند آن جز را کالیبره کرده اند.

*2: توضیحات ازشیخ است؛ مهندسین و کارشناسان عزیز اگر ایرادی می بینن حتما تذکر بدن.

+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387;ساعت 12:29; توسط حقگو; |

شیخ رضی الله عنه را پرسیدندی اندر فواید همسرداری؟ شیخ فرمودی: اندر آن فواید بسیاری بودندی ولیک بهترین آن، این باشدی که چون تصادف کردندی و کسی شما را سوال کردندی چون گشته؟ پاسخ داده آید که ایشان بودندی و من نبودندی.  

نقل است مریدان ازین پاسخ شیخ نعره ها زدندی و خنده ها چندان که ایشان را روده ای نماندی.

خداوند بر طول عمر ایشان بیافزاید.

............................................................................................................

پیشنهاد

 دیدنش تو این شرایط خیلی برام جذاب بود. نه اینکه روی موضوع خاصی تعصب داشته باشم بخاطر اینکه میشد احساس کرد بیطرفانه و صادقانه ساخته شده.

فکرش رو بکنید تو دوره ای که مسلمانان جنگ طلب و وحشی نشون داده میشن یا حداقل خواست قدرتها اینطوریه و البته ما هم کارها و صحبتهایی میکنیم که مهر تائیدی است بر اتهامات اونها فیلمی ساخته بشه که مسلمانها نقش مثبت دارن و صلحجو و مهربان هستند.

فیلم سرزمین ملکوت رو ببینید.

صلاح الدین ایوبی رو زیاد دوست ندارم که همگان از میزان علاقه شیخ به شیخ شهاب الدین سهروردی اگاهی دارن که در زندان ایشون ناکار شد. البته تحت فشار علمای بیسواد و متحجر وشاید او چاره ای جز این نداشته... نمیدونیم. ولی خوب توی این فیلم چهره خوبی ازش به نمایش گذاشته شده.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387;ساعت 19:0; توسط حقگو; |

مریدان عزیزی که می خواستن از ما اعتراف بگیرن میتونن برن جریان اعتراف شیخ و عاشقی رو اینجا بخونن.

دلنوشته های یک شیخ

..........................................................................................

اینجا یه مسابقه راه انداخته‌اند برای محبوب‌ترین وبلاگ: Persian Weblog

 

آدرس ۵ تا از محبوب‌ترین وبلاگ‌هایی را که می‌خوانید در باکس‌های بالای صفحه قرار دهید.( میدونم که وبلاگ من از همه محبوبتره براتون ) پس وبلاگ شیخ رو هم فراموش نکنید

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387;ساعت 9:26; توسط حقگو; |

    ق ن: این پست در ارتباط با پست پایینی است برای درک بهتر لازم است پست قبلی را هم مطالعه بفرمایید.

شیخ رضی الله عنه را پاسخی بایستی از برای جمیع مریدان IQ، و از آنجا که وی را یارای پاسخ گفتن به تک تک مریدان نبودی پاسخی سرگشاده نگاشتی از برای جمیعهم اجمعین.

 بابا من موندم این اساتید و دبیران و معلمان گرانقدر ادبیات چی کار میکنن؟ ما رو با اینکه رشتمون غیر مرتبط بود که بلایی سرمون اوردن که بی ادبیات زیستن نتوانیم ولی شما چرا اینجوری هستین نمیدونم؟ شاید اشکال ازمن و یا از شما.

این اساتید محترم به شما نگفتن که شعر حافظ چند وجهیه؟ چرا همه به ظاهر توجه کردن. دلم میخواست یکی به اصل برسه که من نخوام این و اینجا توضیح بدم.

   آن ترک پریچهر: منظور ان مرید شیخ بودی که ان صحبت را کرده بودی.

  که دوش از بر ما رفت: منظور که دوش اومد و کامنتی گذاشت و رفت.

آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت: منظور از شیخ درین مدت چه چیزی دید چه اشتباهی؛ چه غلطی و چه خطایی که او از آن راه خطا رفت و شیخ را خودکامه پنداشت.

الان دویزاری همه افتاد؟

خوب الحمدالله.*

نون: مگه شیخا چشونه که ترک پریچهر نداشته باشن.

کورال:  از تو که انتظار نداشتم.

ندا.ح: ما  هنوز اندر دام هیچ پریچهری نیوفتاده ایم به لطف حق تعالی:

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم ازینجا ببرد**

رکسانا: بابا به پیر به پیغمبر این شیخ با بقیه شیوخ فرق داره. ما نیز البته در آینده شاید چونین شدیم.

  یک خاطره:

چندی پیش با یکی از حاجیهای کت و کلفت– نمیدونم املا((کت)) درسته یا نه؟- جایی رفته بودیم که سیل حوریان بهشتی نیز اونجا بودن ما جلوی حاجی خجالت می کشیدیم به فیض برسیم و دیدیم نه بابا حاجی خودش غرق تماشاست.

گفتیم: حاجی حالا ما مجردیم نگا کنیم ایرادی نداره شما که ماشالا....

گفت: ندیده یک چیز میخواد دیده هزارتا.

گفتم شاید بعدا ما هم دیدیم و حرمسرایی درست کردیم خدا رو چه دیدی.***

شیخ ابوزید: بابا بازم به تو.

پشه جون تو که منو کشتی با این کامنتات.

بابی: همینکار رو کردم. از طرف بالا همونجایی که کفترها می ایند.

سانی: شیرینترین ابراز همدردی رو که داشتیم حالا نمیدونم بخاطر حرصها بوده یا ترک پریچهر؟

مرضیه: به تو دیگه هیچی ندارم بگم زبونم داره کمکم مو در میاره.

توکا: به به.... نه عزیزم یار شادان می خواهیم.

* : شیخ هیچ ادعایی در ادبیات نداره یه وقت فکر نکنیدها

**: به قول یکی از دوستان از بی لیاقتی ماست که عاشق نمیشیم وگرنه این همه دختر گل و گلاب...

*** : لطفا برداشتهای بد در مورد شیخ نکنید

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387;ساعت 18:8; توسط حقگو; |

خوب اکثر بچه ها عیدی می خواستن شیخ هم پس از تفکر بسیار که چی برای کی مناسبه این عیدی ها رو پیشنهاد میکنه:

  1. یک ببعی* + یه دنیا عشق برای سانی
  2. یک عالمه نمره بیست برای رکسانا که یه وقت این ترم مشروط نشه
  3. یک خودرو تویوتا کمری برای کورال
  4. یک کارت اشتراک 2نفره یکساله رستورانهای کشور برای رونیکا که با نازلی برن غذا بخورن با قابلیت پذیرش توی رستورانهای مالزی
  5. یه جعبه مدادرنگی برای نسیم
  6. یک ویلا توی شمال به شیخ عیسی ابوزید
  7. یه دیوان حافظ برای مرضیه
  8. یه پیف پاف برای باهوشترین پشه دنیا
  9. یک کمان طلایی برای یکی از همین آرشها
  10. یک قلم طلایی برای وستای عزیز
  11. یک شمشیر Panasonic برای آخرین سامورایی
  12. یک خرقه وتسبیح برای شیخ الشیوخ
  13. یک زنگوله طلا برای گوسفند
  14. یک ابرکامپیوتر برای ابلهی که همه چیز میدانست!
  15. یک دوربین دیجیتال برای صندوقچه( خودت می تونی مدلش رو انتخاب کنی)
  16. یک تنه درخت برای دارکوب
  17. یک خودرو هیوندا آزرا برای عبدالله خان رضایی
  18. یک ستاره طلایی هم برای ندای عزیز
  19. و برای دیگران + نفرات بالا یه دنیا عشق.... و این شعر سعدی

   درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند 

    جهان جوان شد و یــاران به عیش بنشستند

   حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد

    علــی الخصوص کـه پیـــرایــه ای بر او بستند

   بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط

     ز بس که عـامی و عـارف به رقص برجستنـد

   یکی درخت گل اندر سرای خانه ماست

    که ســــــروهای چمن پیش قـــــــامتش پستنـد

   به سرو گفت کسی، میوه ای نمی آری

   جـــواب داد کــه آزادگـــــــــان، تهــــی دستنــد

.......................................................................................................

پ ن: خوب دوستانی که ادرسشون رو داریم که هیچی بقیه ادرسشونو بدن تا عیدیاشون براشون ارسال بشه.

پ ن2: پ ن اول رو جدی نگیرید و بزاریدش به حساب دروغ سیزده.

*: منظور از ببعی: بره کوچولو

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387;ساعت 18:55; توسط حقگو; |

پیش نوشت: دلنوشته های شیخ  فراموش نشود

نقل است در محفلی مجازی دو تن از مریدان، - رکسانا خانوم و عبدالله خان رضایی-

شیخ رضی الله عنه را سوال کردندی از باب ترانه ها شیخ فرمودی بسیار باشدی چرا که ما مادام در حال گوش سپردن به موسیقی باشیم آنهم با ولوم بالا .

 از کرامات شیخ رضی الله عنه نقل کرده اند که خواننده ای یافت نشدی که صدایش را نشنیدی و با شیخ حشر و نشری نداشتی و ازشیخ الهام نگرفتی.

گفتندی چندی گلچین فرمای و بر مریدان نمایان کن پس شیخ بسیار تامل و تفکر نمودی اندر باب انتخاب آهنگها و هرچه تلاش نمودی انتخاب را مشکل دیدی و الخ.

پ ن: خوب نمیشه گفت این اهنگها رو از همه بیشتر دوست دارم لی خوب برام با بقیه متفاوتند.

پ ن2: خوب اقا عبدالله یه مطلبی نوشته بود درباره گیتار شماعی زاده گفتم منم یه خورده از استاد بنویسم و لیستم رو با چندتا از اهنگهای ایشون شروع کنم اهنگهایی که خاطره انگیزند:

1. ترانه بد نگو از استاد حسن شماعی زاده

    دنبال تو یه عمری بود / تو آسمون میگشتم / یکی نبود بهم بگه / که نا بجا می گشتم

راهی شدم دون دون / به شهر تو رسیدم / تو کوچه هاش پرسه زنون / به هرجا سر کشیدم / حالا که من دربه در شهر تو ام کو به کو / قصه تنهایی من رو میدونی مو به مو /  محض خدا پشت سر من همه جا بد نگو

2. ترانه زنده باد عشق از استاد حسن شماعی زاده

    خیلی وقته که دیگه دلت واسم تنگ نمیشه / گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمیشه / خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من / آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیونه شدن /

تا میای تموم میشه هرچی غمه / روز دیدار تو روز عشقمه / زندگی عشق همین دقایقه زنده باد هرکی هنوز یه عاشقه

3. ترانه ظالم بلا از استاد حسن شماعی زاده

    گلبرگ گلم / گل توی باغچه / بی تو نبینم گلی روی طاقچه / ای ظالم بلا نظری به ما کن / لبهات شیرینه اسمم و صدا کن / دیگه دست خودم نیست / دیگه دل تو دلم نیست / دو چشمات ول کنم نیست / آره دوست دارم بار اول نیست  / آره دوست دارم دست خودم نیست.

4. ترانه غریب آشنا از گوگوش آهنگساز استاد حسن شماعی زاده

    تو از شهر غریب بی نشونی اومدی / تو با اسب سفید مهربونی اومدی / تو از دشتای دور و جاده های پر غبار /  برای همصدایی همزبونی اومدی / تو از راه میرسی پر از گرد و غبار / تمومه انتظار میاد همرات بهار / چه خوبه دیدنت چه خوبه موندت / چه خوبه پاک کنم غبار و از تنت / غریب آشنا دوست دارم بیا / من و همرات ببر به شهر قصه ها / بگیر دست منو تو دستات / چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم / بمونم منتظر تا برگردی پیشم /تو زندونم با تو من آزادم

5. ترانه نفس از گوگوش آهنگساز استاد حسن شماعی زاده

     اگه حتی بین ما / فاصله یک نفسه / نفس منو بگیر / برای یکی شدن / اگه مرگ من بسه / نفس منو بگیر / ای تو هم سقف عزیز / ای تو هم گریه من / گریه هم فاصله بود / گریه آخر ما / آخر بازی عشق / ختم این قائله بود

6. ترانه سکه از معین عزیز

    { پرنده قشنگی بود و پر زد / رفیق روز تنگی بود و پر زد / خیال کردم دلش دنبال عشقه / پی خوش آب و رنگی بود و پر زد }

اگه سکه دو رو داره / اسیر دست بازاره / نه عشقی داره تو کارش / نه مهری داره بازارش / تو که سکه نبودی یار بودی / به ظاهر عاشق و غمخوار بودی / من و گمراه کردی وای بر من /  تو هم افسونگر و مکار بودی

7. ترانه قلب من از جنت مکان مهستی

      با قلب من بازی نکن / ای خوب خوب ای خوب من / ای صبح بی غروب من /  با قلب من بازی نکن / ای خوب خوب ای خوب من / ای عشق بی زوال من / ای خوب هر خیال من / ای چشمه زلال من / وای تو کجا و حال من / محبوب بی گناهتم / رسوای سر به راهتم / باور هر محال من / وای تو کجا و حال من

8. ترانه خالی از ابی

    من خالی از عاطفه و خشم / خالی از خویشی و غربت / گیج و مبهوت بین بودن و نبودن / عشق / اخرین همسفر من / مثل تو منو رها کرد / حالا دستام مونده و تنهایی من /

9. ترانه قصه امیر  از سیاوش قمیشی

بارون امشب توی ایون / مثل آزادی تو زندون / بی صفا بی تحرک بی ریا بود/  توی زندون میکنه جون / مرد با همت میدون / توی فکر رای فرجام امیر / بی سرانجام نداره حتی رفیقی / که بگه دردشو / درد دیدن و نگفتن / بی سرانجام توی فکر آسمونه / که بباره / بلکه توی قطره بارون / بتونه اشک خدا رو هم ببینه / نمی دونه حتی اشکم دیگه فایده ای نداره

10. ترانه از سیاوش قمیشی

   هرگز نخواستم که تو رو / با کسی قسمت بکنم / یا از تو حتی با خودم / یه لحظه صحبت بکنم / هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم / بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم / انقدر ظریفی که با یک /  نگاه هرزه میشکنی / اما تو خلوت خودم / تنها فقط مال منی

11.  ترانه پیک نوید از اندی (تقریبا تموم اهنگاش برام خاطره انگیزند)

   برای دیدن تو / زندگی مو سر میکنم / هرچی دلت می خواد بگو / حرفتو باور میکنم / سنگ صبور تو منم / پر از وفا و سادگی / بگو که حرف دلتو / به من نگی به کی بگی (2) / تو برام پیک نویدی / تومثل صبح سپیدی / دل دیونه ام دست توست / تو فرشته امیدی / تو از اسمون رسیدی / شیشه عمر من دست توست

پ ن 3: هرچی بیشتر فکر کردم ترانه های بیشتری به ذهنم میومد و خیلی داشت طولانی میشد البته سه تای اول رو چون تو پرانتز گفتم یازده تا ترانه نوشتم.

پ ن4 : روی خواننده یا سبک خاصی تعصب ندارم و همچی گوش میدم سنتی، پاپ، رپ، ایرانی، خارجی، داخلی، اونور آبی و ... سعی کردم آهنگهایی رو که دوست دارم از هر تیپش یکی رو انتخاب کنم و اینکه اهنگهای قشنگی هست که الان گوش میدم ولی گفتم خاطره انگیزناکتر باشن.

پ ن 5: به لیست بالا اینها رو هم اضافه کنید

     شب زده از ابی / آسمان توسکانی از آندره بوچلی / سال 2000 داریوش /

چون خودم نفر آخری هستم که به بازی دعوت شدم اگه احیانا کسی مونده من دعوتش میکنم همینجا.

پ ن ۶: به اکثر کامنتها پاسخ داده شد.

پ ن۷: دارکوب جان نامه شدید اللحن تان به یورگن کلیزمن را قرائت نمودم

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386;ساعت 19:55; توسط حقگو; |

نقل است روزی مریدی شیخ رضی الله عنه را مورد سوال قرار دادی و گفتی یا شیخ در زندگی هر برنامه ای ریزیم و هر کاری کنیم با شکست مواجهیم پندی فرمای تا گره از کار ما بگشایی؟

شیخ او را و جمله مریدان را نصیحت قرمودی که در اموراتتان و برنامه هایتان همواره چرخه دمینگ را بکار بردی تا کامروا گشتی.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

پ ن: حالا این چرخه دمینگ که گفتی چی هست؟

........................................................................................................

پیشنهاد:

از دیدنش خیلی لذت بردم هرچند خیلی هم اعصاب خورد کن بود که چرا هر چی تلاش میکنه که خوب بشه همه چیز خرابتر می شد و بد شانسی پشت بدشانسی. فکرش رو بکن یه فیلم اعصاب خورد کن رو گذاشتن توی ژانر کمدی.

 البته توی اکثر صحنه ها نمی دونی باید بخندی یا اینکه برای اون بیچاره گریه کنی. در مورد چی حرف میزنم؟ معلومه دیگه فیلم ملاقات با والدین.

ببینید و لذتش را ببرید و بخندید.

پ ن: لینک دلنوشته های شیخ رو به وبلاگهاتون اضافه کنید.(لطفا با حالت دستوری خونده بشه ) و اگه اضافه نکنید

 

پ ن2: اینم چرخه دمینگ.

1. برنامه ریزی ( Planinig )         2. اجرا (  Do)

3. بازبینی ( Check )                   4 .اقدام ( Action ) و یا اقدام اصلاحی

   و یا به طور خلاصه (PDCA  ).

 

چرخه دمینگ

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386;ساعت 22:14; توسط حقگو; |

شیخ رضی الله عنه را در معبری گذر بیوفتادی و در آن حال پیرزنی مسکین در حالی نزار به تکدی مشغول؛ شیخ را در آن حال نظر بوی بیوفتادی و مریدان را همی فرمودی:

به حـــــال کســـی ببــــاید گــریست

که دخلش نوزده و خرجش به بیست

نقل شیخ رضی الله عنه را کمکی شایان بودی و جمله مریدان نیز.

خداوند بر طول عمر او بیافزاد.

.............................................................................................................

پیشنهاد:

بعضی وقتا یه چیزایی روی دلت گیر میکنه که نه میتونی بگیشون و نه می تونی نگیشون. مخصوصا توی این دنیای مجازی اگه بخوای سبک و سیاق نوشتنت رو  حفظ بکنی.

پیشنهاد این هفته از نوع خودیه آره یعنی پیشنهاد میکنم دلنوشته های خودم رو توی وبلاگ جدیدم که بخاطر حفظ این سبک توی این وبلاگ راه انداختم رو بخونید حتما.

کسانی هم که لینک مان کرده اند لینک وبلاگ جدید را نیز فراموش نکنند پلیز.

پ ن: الان که همه دخلشون 11 است و خرجشون 22 باید چیکار کرد ها؟

+ نوشته شده در جمعه دهم اسفند 1386;ساعت 19:32; توسط حقگو; |

تصور کنید فردی که خیلی ادعاش میشه از همه چیز سر در میاره رو می خواهید تلفنی برای انجام کاری راهنمایی کنید بعد میبینید طرف هیچی سرش نمیشه دیونه نمیشید

پ ن: این پست در اولین فرصت ویرایش خواهد شد.

پ ن۲: موسیقی وبلاگ رو فراموش نکنین. شعرشم ازینجا میتونید بخونید.

پن۳: پ ن۱

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386;ساعت 22:28; توسط حقگو; |

نقل است شیخ رضی الله عنه را مریدان حاضر گشتندی بر بالین و شیخ را ناله ها بودی و بسی. و مریدان نیز خود را چندان تکه پاره نمودی از برای شیخ که گفته ناید و در توصیف نگنجد. پس یکی از مریدان شیخ را گفتی یا شیخ تو را چه شده است کاین چنین بی قراری نمایی؟ شیخ رضی الله عنه فرمودی: ای مریدان شیخ از آن دم که مصاحبه شیرین عبادی را قرائت نمودی یک لحظه خواب بر چشمانش جاری نگشتی و یک دم نیاسودی. کان بزرگوار فرموده است که هیچگاه دنبال ریاست و قهرمان بودن نبوده ام و شیخ در تمام مدت و در هرحال به دنبال قدرت و شهرت و ریاست بوده ام خدایم ببخشاید.

نقل است در آن حال مریدان خود را تکه پاره نمودی از برای شیخ و شیخ را گفتندی که چنین نباشدی و از شما خاکی تر ندیده ایم و چند تن در آن حال جان خود را از دست بدادندی از برای شیخ.

خداوند بر طول عمر او بیافزاید.

.............................................................................................................

پیشنهاد:

بدون شک یکی از تفریحاتی که شیخ ازش لذت می بره دیدن کارتن هست حالا این کارتن کاره والت دیزنی و کمپانی پیکسار هم باشه که دیگه نگو.

بالاخره روز موعود رسید و یکی از دوستان DVD آخرین شاهکار پیکسار رو برام اورد. حتما تا اینجا متوجه شدین که منظورم چیه ؟ درسته کارتن راتاتوییل.

البته قبلا سعی میکردم که کارتنها رو با دبله بچه های خلاق ایرانی ببینم که لذتش رو برام چندین برابر میکرد ولی از بس تعریف این موش رو شنیده بودم که طاقت نداشتم صبر کنم تا دوبلش بیاد.

توی یتیکش امیل به رمی میگه بابا میدونه؟ رمی میگه میتونی با چیزایی که بابا نمیدونه یک کتاب نه کلی کتاب بنویسی! خودتون دیگه پرتغال فروش رو پیدا کنید.

پ ن: این چند وقته میبینم که پیشنهادهام متن اصلی رو تحت الشعاع قرار دادن میخواید دیگه پیشنهاد نزارم.

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386;ساعت 14:26; توسط حقگو; |

نقل است روزی حاج آقا* به دیدار شیخ رضی الله عنه آمده بودی و شیخ را در مهمانخانه پذیرای وی گشته بودی و از برای سرگرمی رسیور را نیز روشن کردندی و هم در ان هنگام شبکات مبتذل لس آنجلسی مشغول پخش موزیک ویدئو؛ به ناگه حاجیه خانم** وارد اتاق گشتندی با تنقلات از برای پذیرایی میهمان متوجه تصاویر مبتذل گشتندی شیخ را ندا دادی که آنرا خاموش نماید به ناگاه دایی شیخ گفتی لزومی نباشد و حاجیه خانوم را گفتی مگر آن نباشد که پس از رفتن اینان برکت نیز از کشورمان رفتی. شیخ را خنده امدی و انگشت حیرت به دهان فرو برده اندر نکته دانی دایی جان و او را مسلم گشت که در نکته دانی به وی رفته باشدی که گفته اند بچه حلالزاده به داییش میرود.

*: دایی شیخ باشدی که چندین سفر حج بجای اوردی و بسیار انسان منطقی، روشن و مذهبی است و لیکن تعصبات بیجا وی را نباشد.

**: مادر شیخ باشدی که هزار جان گرامی فدای یک تار مویش باشدی و لیکن بسیار مذهبی و سنتی باشند و از مخالف سخت ماهواره.

پ ن: باور کنید این اتفاق ربطی به این ایام نداره.

..............................................................................