و امّا راويان اخبار و ناقلان آثار و محدثان داستانگردان و خوشهچينان خرمنِ سخن چنين روايت كردهاند كه روزی شیخ رضی الله عنه در خیل مریدان گرفتار آمدی و مریدان چندان سوال کردندی که شیخ را یارای پاسخ دادن نبودی. پس شیخ جمله مریدان را سکوت خاستی پس جملگی ساکت گشتندی و شیخ فرمودی فقط یک سوال و دیگر هیچ...
پس یکی از مریدان به جستی و شیخ را سوال کردندی که شیخ ضرغام والی سازمان صدا و سیما در دیدار با روحانیت مبارز سوال کردندی که رسانه ملی!! را چگونه دیدندی؟ نظر شما چه باشندی که با مردم دیدار نکردندی و نظر آنان را جویا نگشتی؟
پس شیخ رضی الله عنه فرمودندی که هر کسی از مشتریان خود سوال کردندی و مردم مشتریان شیخ ضرغام نبودی.
پس یکی از مریدان علت خواستی و شیخ جواب دادی که شیخ ضرغام چون خود دانستی که برنامه از برای مردم نداشتی و کس توجه به این رسانه شخصی (در مقابل رسانه ملی) نداشتی و همه عوام اندر ماهواره جات سیار پس بهتر دید از خواص سوال کند که درک چندانی نداشتی و چیزی متوجه نشدی شاید که احسنتی شنیده آید ازین جمع.
پس جمله مریدان اندر تفکرات مستغرق گشتی و شیخ را دعا و ثنا خواندی.
خداوند بر طول عمر اوبیافزاد.
پ ن: شیخ را مشکلاتی بوده و هست که از به روز کردن وبلاگ خویش ناتوان بودی اندرین مدت پس از جمیع مریدان عذر خواستی و التماس دعا داشتی اندر حل این مشکلات که بسی ذهن شیخ را مخدوش نموده اند.
****
امــــروز که نوبت جوانـــــی مــن است می نوشم از آنکه کامرانی من است
عیبم مکنید گرچه تلخ است خوش است تلخ است، از آنکه زندگانی من است
حکیم خیام