آیا به نظر شما وجود کلیه شرایط دلیل بر انجام کاره؟
امروز از دفتر شرکت تماس گرفتند و گفتند که به فلانی بگید بیاد دفتر! منم که از خدام بود برگردم سریع برگشتم و رفتم دفتر و توی دفتر که آقای ... مدیرعامل شرکت بودند گفتند که آقای ... کاری دارید اومدید اینجا؟ گفتم راستش شما تماس گرفتید که من بیام؟ گفت که آقای فلانی جریان آقای ... چیه؟ بعد خودش گفت که بچه های حراست ... گفتند که شما دختر بازی کرده اید(با وقاهت تمام)؟ گفتم خوب شما هم باور کردید؟
گفت که آخه ....گفتم آخه چی؟ گفت :اگه میگفتن فلانی باور نمی کردم چون نه ریخت داره نه قیافه و نه مال این صحبتهاست!
گفتم ولی چون درباره منه باور کردید؟ گفت خوب شما شرایطش رو دارید!( از دید بچه های شرکت خوش چهره ترین و خوش تیپ ترین و ... ترین فرد شرکت منم)
منم که حسابی اعصابم خورد شوده بود گفتم یعنی شما میگید که من مورد اخلاقی دارم؟
گفت گزارش دادن! گفتم کی ؟ خلاصه من حسابی اعصابم خورد شده بود یه خورده سرش قاط زدم و از دفتر اومدم بیرون.پیش خودم گفتم ارزش من خیلی بیشتر از اینه که پیش اینا کار کنم.
اینقدر اعصابم خورد بود که نگو نپرس؟توی ماشین از شدت ناراحتی و این که توی فکر بودم نفهمیدم کی خوابم برد؟
حسابی حالم خرابه؟
بازم می پرسم آیا داشتن چهره خوب و خوش تیپ بودن نشانه انحرافه؟
چیزی که خیلی من و ناراحت کرد این بود که توی تمام عمرم ازین کار بدم میومد و هیچ وقت سمتش نرفتم( البته بین خودمون باشه چند باری می خواستم ولی خوب نتونستم خودمو راضی کنم که اینم ماله قدیمه) ولی میبینی دقیقا روی همون چیزی که حساسیت داری بهت تهمت میزنن؟ و همکارایی که با وجود داشتن زن و بچه دنبال این کاران خیلی راحت میگردن؟(لعنت بر هر چی آدم ....)
خودمم نفهمیدم چی نوشتم شاید فردا اومدم خوندمش و اصلاحش کردم. گفتم از فردا هم دیگه نرم سر کار تا ببینم چی میشه!
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن