روزی چندی از اصحاب در رکاب شیخ از کوچه ای بگذشتند که ناگه عینین شیخ به جمال دوستی-که سابقا از مریدان بودندی- روشن بگردید. (آن مرید از هم باشگاهیهای شیخ بودی در ورزش پاور لیفتینگ) آن مرید تا شیخ بدیدی به دست بوس آمدی و شیخ آغوش خود بروی او بگشود.و از ناملایمات زمان و درد دلهای خود بگفت و پندی گرفتی و برفت.
پس از آن شخصی که تازه به زمره مریدان پیوستی دایه زاهدی و حزب اللهی داشتی شیخ را گفت یا شیخ خوب از مردم آتو(ATO) میگیری. شیخنا از شنیدن این حرف بر آشفت و شخص خاطی را بر سر جایش نشاندی سفت و محکم.چنان که گفته اند:
مزن بر سر ناتوان دست زور که روزی در افتی به پایش چو مور
(که البته شیخ نیز خود در ربط این شعر با مطلب مانده است)
شیخ پس ازین گفتار بالای منبر رفتی و دیگر پایین نیامدی چنان که سر جمله مریدان را بخوردی.که اهم افاضات شیخ الشیوخ شیخ حقگو (رضی الله عنه) به نقل از خبرنگار اعزامی سایت mamut2000 به شرح ذیل اعلام میگردد:
اینکه من هیچ وقت به صحبتها و درد دلهای دوستام به عنوان آتو فکر نکرده بودم نه اون وقت نه قبلش و نه در آینده(البته اینو نمیتونم قول بدم)
دوم اینکه این گروه (تریپ بچه حزب اللهی) همیشه و در همه حال دنبال گرفتن آتو از دیگران هستن و به حرفا و درد دلهای دوستانه هم به چشم آتو نگاه میکنند.
سوم اینکه چیزایی که اینا فکر میکنن آتو من و دوستام اصلا با این دید بهش نگاه نمیکنیم.
یه مثال هم بگم : مثال.
مثالم ربطی به صحبتهای دوستم نداره ولی مثلا بچهای این تریپ خوردن بستنی اونم از نوع قیفی رو توی پیاده رو در حال قدم زدن کار زشتی میدونن اگه دوستش و ببینه که اینکارو میکنه بهش میگه به همه میگم که داشتی با چه وضعی بستنی میخوردی و اون بنده خدا دچار عذاب وجدان میشه در حالی که به من بگه عینه خیالمم نیست.
دلم برای دوستم سوخت بخاطر اینکه چقدر سطحه فکرش پایینه و بعدم به خودم گفتم حواسم و جمع کنم بهش آتو ندم.![]()
و در آخر افاضات شیخ پندی بداد جمله دوستان و مریدانی که در رکابش بودند چنانکه جمیع حاضرین بسیاز زاری کردندی و صدای الهی العفو از هرکس شنیده میشد.
آتو گرفتن از دیگران فقط کار انسانهای ضعیفه.
جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست.