<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شیخ حقگو</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/</link>
<description>سیاسی -اجتماعی -فرهنگی- طنز</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 14:08:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فتوی شیخ پاسداران</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description>
شیخ رضی الله عنه را خبر چنان یافتی که فردی را چنان فتوی رفتی که حفظ نظام را واجبتر از نماز بودی. شیخ متحیر گشتی مریدی را سخن به میان بیامدی که یا شیخ سبب این همه تحیر چیست؟ شیخ فرمودی تحیر از اعتماد به نفس این بشر بودی. گفتندی که چون است مگر؟ فرمودی در این زمانه که فتاوی مراجع واقعی را هم کسی وقعی ننهد ایشان را فتوی دادن اعتماد به نفسی باشدی در حد ماکسیمم. &lt;br /&gt;نظر شیخ را در باب &lt;a href=&quot;http://mamut2000.blogfa.com/post-199.aspx&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;حفظ نظام اینجا &lt;/a&gt;بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;p&gt;پ ن: راستش قصد نداشتم دوباره بنویسم یا حداقل اینجا بنویسم می خواستم جای دیگه دوباره از نو شروع کنم ولی خوب این شخصیت شیخ حقگو در تار و پودمون بافته شده دیگه دلمون نیومد. ضمن اینکه اولین رمان شیخ هم استارت نوشتنش خورده شاید بزودی در پیشخوان مغازه ها باشد.&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;

</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 14:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسی مدارک را برای کروبی ساخته است؟</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-208.aspx</link>
<description>نقل است مریدی شیخ رضی الله عنه را گفتندی که یا شیخ گروه سه نفره قوه عدلیه را سخن چنان رفتی که مدارک شیخ کروبی رضی الله عنه را ساختگی باشندی.چون است این سخن؟شیخ فرمودی آری این چنین باشدی و لیک سازنده آن مدارک؛ نه شیخ مهدی حفظه الله بل فرماندهان نظامی و انتظامی و زندانبانان و ... باشند.&lt;br /&gt; نقل است مریدان ازین سخن شیخ بیهوش گشتندی کلهم اجمعین.&lt;br /&gt;پ ن: من نمی دونم این تصوری که با امدن اقای لاریجانی قرار است یه باره سیستم قضایی ما عادل بشه از کجا اومده. مگر همین اقا توی شورای نگهبان اون کودتا را تائید نکرده یا همین اقای اژه ای نبود که اقای سحر خیز و گاز گرفت و ... ازینها چه انتظاری دارین.&lt;br /&gt;پ ن2:  کسی که توی باتلاق افتاده هرچی بیشتر دست و پا بزنه بیشتر فرو میره پایین.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 14 Sep 2009 07:19:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=208</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-208.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>علوم انسانی</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;نقل است شیخ رضی الله عنه را مریدی گفتی که یا شیخ وزیر علوم را سخن چنین رفته است که مرا دغدغه دین باشدی و این علوم انسانی دانشجویان را سبب تشکیک در دین باشدی و اصلاح آن راست. &lt;br /&gt;شیخ فرمودی: عجب است ازین مدعیان دانشمندی که ایشان را درد دین است و لاغیرلکن جواب شکیات دانشجویان یافتن به صوابتر بودی تا صورت مسئله پاک کردندی.&lt;br /&gt;نفل است چند تن از مریدان از این صحبت شیخ بیهوش گشتندی و چندی نیز سر بر بیابان نهادی.&lt;br /&gt;پ ن: یکی نیست به اینا بگه خیلی از اونهایی هم که رشته شون علوم انسانی نیست و یا حتی دیپلم هم دارند توی این شکیات با اونها مشترکند و یا اینقدر سطح علمی دانشگاههاشون رو بالا می دونن که رسیدن به علوم به غیر از دانشگاههای اینها در جای دیگری میسر نیست؟ عجبا ازینهمه سلولهای خاکستری که اینها به هدر می دهند.&lt;/div&gt;&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;پ ن2: این تیکه رو یه ساعت و نیم بد دارم می نویسم  و شاید بهتر بود اینجوری نوشته میشد که: &lt;br /&gt;ایشان را که درد دین است بهتر نبودی در عوض اخذ دکترای هوافضا- تقلبی و ایناش رو کار نداریم- در حوزه شدی از برای یافتن پاسخ این شکیات.&lt;br /&gt;پ ن3: جایی خوندم که امپریال کالج لندن گفته که هیچ وقت دانشجویی به نام کامران دانشجو نداشته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 13:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حمایت تا کجا؟</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-206.aspx</link>
<description>نقل است شیخ رضی الله عنه را مریدی چنین سوال کردی که یا شیخ رهبر معظم انقلاب در دیدار با هیئت دولت مستر پرزیدنتیان را مورد نقد قرار دادی و نصیحت کردندی ایشان را آیا این در تضاد نبودی با حمایتهای بی دریغ چندی پیش؟شیخ لبخندی زدی و فرمودی ما را بر حکایت شیر و نهنگ یاد امدی(البته با عرض پوزش از جناب شیر قصد توهین بر ایشان نبودی). پس مریدی بگفتا این حکایت چون باشدی؟ شیخ پاسخ فرمودی:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;کرد شیــری غذای خود را میل          به نهنـــــگی بزد چنـــــین ایمیل:&lt;BR&gt;من که شاه درندگان هســـــــتم      دشمن این پرندگـــــــــــــان هستم&lt;BR&gt;من اگر پا نهم به عرصه جنگ           کمـــــکم می کـــــند جناب نهنگ؟&lt;BR&gt;داد پاسخ به او نهنـــگ بزرگ            که کمک میکنم تو را چون گرگ!&lt;BR&gt;شیر درنده رفـت دعوا کــــــرد           دهن خویش این هوا! وا کـــــــرد&lt;BR&gt;نشد از ماهیـــــــان ولی خبری          و نبـــــــود از نهنــــــگ هم اثری&lt;BR&gt;شیر غرنده زد به ماهی فکس:          شده انگـــــــــار کارتان بر عکس&lt;BR&gt;وســـط کوه و جنــکل و صحرا            از چه مـــــــــــارا گــــذاشتی تنها&lt;BR&gt;داد پاسـخ به شیر شرزه نهنگ          واقعا بوده ای تو خنگ و مشنـک&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;توی خشــــکی کجا رود ماهی          می کنـــــــــم بنده معذرت خواهی! &lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;پ ن: این شعر از عمران صلاحی خدابیامرزه از کتاب کلک مرغابی انتشارات گل آقا و چون اول کتابش نوشته&lt;&lt; نقل ازین کتاب با ذکر ماخذ ازاد است&gt;&gt; برای همین هم ما اینجا ازش نقل کردیم.&lt;BR&gt;پ ن2: هرکی نگرفت که جریان چی شد بگه تا براش توضیح بدیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 16:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=206</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-206.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشورت</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;مریدی شیخ رضی الله عنه را گفتی که یا شیخ؛ شیخ محمود پرزیدنتیان در مجلس گفتی که مشورت چونان مهم باشدی که با کودکی پنج ساله مشورت کردی، حکایت چه باشدی؟شیخ فرمودی مردمان غالبا مشورت با کسان کنند که از نظر دانش اعلی تر و بالاتر باشندی ایشان نیز اینچنین کردی.&lt;br /&gt; نقل است نیمی از مریدان را چندان خنده رفتی ازین صحبت لیک نیمی دیگر را خاک بر سر ریختی ازان پرزیدنت. &lt;br /&gt;پ ن: البته ادم با هر کسی که دانشش از خودش بالاتر هم باشه مشورت نمیکنه چون اگه طرف خیلی دانشش بالا باشه درک صحبتش برای ادم سخت میشه پس کسی رو انتخاب میکنه که در ضمن اینکه دانشش بیشتر ولی تفکراتش در یک محدوده باشه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 16:49:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدرت</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-204.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;  نقل است در محفلی مریدی شیخ رضی الله عنه را گفتندی که یا شیخ از برای ارشاد ما حکایتی باز گوی. شیخ قرمودی که چندی پیش از برای تفریح بیرون از خانه بودیم به اتفاق جمیع افراد خانواده از آنجا که هوا را عالی بودی شب بیرون از ویلا بودیم و به تعاریف و مباحثه مشغول و انچنان که مرسوم است خانمها به اوامرفرمایی مشغول و اقایان – بدبخت-را به اجرا اوامر.چندی بر این حال گذشتی تا اینکه سوسکی بر جوار خانمها پدیدار گشتی چندان که هر یکی را بر سمتی متفرق فرمودی پس برادر شیخ را از برای نجات همسر خویش چاره ای جز کشتن آن سوسک بدبخت نماندی .&lt;BR&gt;پس از کشتن سوسک ملعون چون جمع دوباره متحد گشتی شیخ به طعن این سوال فرمودی که چه رخ دادی گر خدای عزوجل این سوسک خلق نمیکردی؟&lt;BR&gt;پس خواهر شیخ – رضی الله عنها- به زیرکی پاسخ گفتی که خانمها را ادعای خدایی بودی و خنده بر خلایق مستولی گشتی.&lt;BR&gt;این سخن بدان سبب نقل گردیدی که شما را در یاد بودی هر که را قدرتی دادی وسیلتی نیز بایستی تا آن قدرت بدان طریق کنترل توانستی کرد نه اینکه قدرت را به صورت مطلق برکسی عرضه کردی  و ...&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;پ ن: بنا به درخواست بعضی از مریدان موسیقی وبلاگ هم بروز رسانی شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 14:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=204</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-204.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشجو-دانشجویان</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>
&lt;/p&gt;&lt;p&gt;مریدی شیخ رضی الله عنه را سوال کردندی اندر باب انتخاب دانشجو به عنوان وزیر علوم کین انتخاب را سبب چه باشدی؟ ایا به سبب نام وی باشدی ؟&lt;br /&gt;شیخ فرمودی سبب این بودی که ایشان را استاد تقلب دانستندی اهل فن و چندان در این مهم اوستاد بودی که نخبگان و نوابغ و اندیشمندان حاضر در شورای نگهبان پی بدان نبردی. لیک ایشان را این سمت بدادی که از تقلب در امتحانات دانشگاه –اگر شدی- جلوگیری کردی و از تقلبات کردانی.&lt;br /&gt;نقل است مریدان جمله انگشت حیرت به دهان بردی اندر زیرکی شیخ محمود.&lt;br /&gt;پ ن: دانشجو مسئول ستاد انتخابات وزارت کشور و برگزار کننده پاکترین انتخابات در طول سی سال گذشته بوده اند که این سمت جایزه برگزاری ان انتخابات بودی.&lt;br /&gt;پ ن2: هزار روزه شدن&lt;a href=&quot;http://www.roozonline.com&quot; target=&quot;_blank&quot; title=&quot;روز&quot;&gt; روز &lt;/a&gt;رو به دست اندرکاران و خوانندگانش تبریک میگویم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 28 Aug 2009 09:16:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقلاب مخملی</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-202.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نقل است شیخ رضی الله عنه را سوال کردندی که یا شیخ این اعترافات و دادگاه را چگونه دیدی؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شیخ فرمودی قدری کف بر گشتندی و بیشتر در تحیر.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مریدی سوال کردی از سبب این امور؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شیخ فرمودی ازین باب که افرادی که به سبب این انقلاب بر سمت ومسند و قدرت و ... رسیدندی را هدف بر انقلاب مخملین و بر اندازی بودی پس مردمان عادی را چه کاری بایستی کرد که هیچ خیر ازین انقلاب از برایشان نرسیدی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقل است چند تن از مریدان بیهوش گشتی ازین صحبت حق.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوند بر طول عمر شیخ بیافزاید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;................&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک حکایت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میگن یه روزی بین سازمان اطلاعاتی امریکا – سیا- و ایران مسابقه ای برگزار میشه تا ببینن که قدرت کدوم یک بیشتره. خلاصه این دوتا تیم رو می برن تو جنگلهای امازون و یک خرگوش رو رها میکنن توی جنگل تا سیا اونو پیدا کنه بعد از پانزده دقیقه دربهای اتوماتیک باز میشن و خرگوش رو سیا تحویل میده. نوبت به تیم ایران می رسه که بعد از ده دقیقه دربها باز میشن تمام حضار تعجب میکنن و می خوان ببینن که خرگوش و پیدا کردن یا نه؟ که یک دفعه یه خرس وارد می شه در حالی که داشته به صورت خودش چنگ میزده و اعتراف میکرده که من خرگوشم من خرگوشم ....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نتیجه گیری اخلاقی: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگه عقلتون درست کار کنه احتیاجی نیست شیخ براتون نتیجه گیری کنه خودتون به نتیجه رسیدین. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ ن: یه نفر توی کامتهای شیخ این مطلب رو گذاشته و من بخاطر اینکه خودم اعتماد ملی می خونم - و حتی اگر اعتماد ملی هم نمی خوندم-ازین حرکت دفاع میکنم: صحتش رو اطلاعی ندارم از کامالهای دیگه پیگیری کنید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000066&gt;&lt;STRONG&gt;دوست عزیز&lt;BR&gt;کروبی مارا تنها نذاشت، ماهم او را تنها نمیگذاریم. &lt;BR&gt;در نماز جمعه اعلامیه پخش شده و میخواهند شنبه ساعت ۴ به دفتر روزنامه اعتماد ملی‌ حمله کنند. لطفا اطلأع رسانی کنید. وقت تنگ است. با حضور خود نمیذاریم کوچیکترین جسارتی به شیخ عزیز ما بکنند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;من جان ادرس وبلاگتون رو هم می ذاشتین بد نبود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 14 Aug 2009 18:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=202</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-202.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>1 یا 168</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-201.aspx</link>
<description>&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;نقل است شیخ رضی الله عنه را پرسیدندی من باب شهادت زن مسلمان مصری در کشور مستبد آلمان و کشته شدن 168 مسلمان در کشور آزاد چین و شیخ را گفتندی که یا شیخ چون است از برای آن یک تن چنین گرد و خاکی برهوا بودی و از برای آن یم 168 تن حتی خس و خاشاکی هم بر هوا نبودی؟ شیخ اندر حیرت پرسیدی شما را گمان بر آن است که 168 نفر از یک نفر بیشتر باشدی؟ جمله مریدان پاسخ گفتی که آری چنین باشدی.&lt;br /&gt;پس شیخ را حیرت دوچندان گشتی و پاسخ بدادی در ملکی که یک از 40 میلیون افزون بودی چگونه از 168 کمتر توانستی بود.&lt;br /&gt;نقل است مریدان را که چندی بیهوش گشتی و چندی انگشت به دهان بردی اندر نکته دانی شیخ.&lt;br /&gt; پ ن: البته عزیزان می دونند که انسانهای آزاده نسبت به هر دو مورد ناراحت شدند اما اون که یک نفر یکی رو بکشه تا اونیکه حکومت 168 رو بکشه فرق بسیاره.&lt;br /&gt;پ ن2: اگر قرار بود که اقایون بابت کشته شدن مسلمونا ناراحت بشن که اینا خودشون توی همین حوادث اخیر چندتا شیعه رو کشتن – هر چند برای شیخ مسلمون وغیر مسلمون فرقی ندارن چه برسه به شیعه و سنیش-&lt;br /&gt;پ ن 3: بازم به اردوغان نه ادعای مسلمونیش میشه نه ... تازشم کراوات می بنده و کشورش هم لاییکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Jul 2009 09:36:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=201</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-201.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تایید</title>
<link>http://mamut2000.blogfa.com/post-200.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نقل است مریدی شیخ رضی الله عنه را گفتندی که یا شیخ شما را پیغامی نباشدی از برای شیخ جنت اکبر المتقلبین دبیر نگهبانان انقلاب؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; شیخ فرمودی در چه بابی؟ گفتی من باب تایید انتخابات.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس نیشخندی بزدی و فرمودی وی را گویید که هرچه کرده آید مهم نباشدی اما این را نشایستی که توهین بر شعور مردم کنی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نقل است چند مرید هم ازین سخن شیخ جانها بدادی و ناله ها بر هوا خواستی. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 09:32:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mamut2000&amp;postid=200</comments>
<dc:creator>mamut2000</dc:creator>
<guid>http://mamut2000.blogfa.com/post-200.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
